سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

579

تاريخ ايران ( فارسى )

شده بود و نتوانست درست آنها را شناخته يا قدردانى نمايد . شايد او عزم و ارادهء قوى و ثابتى كه براى يكنفر پيشوا در مواقع باريك و بحرانى لازم است فاقد بوده و معذلك او يگانه سياستمدار زمان خود بود كه حقيقة لياقت كشور خويش را داشته است . ناصر الملك كه علاوه بر مقام نخست وزيرى وزارت ماليه را نيز به عهده داشت فورا شروع به تهيهء اولين بودجه براى نظامات جديد يا دولت مشروطه نمود . اين نكته بوضوح پيوست كه افزايش ماليات‌هاى موجوده و يا وضع ماليات جديد در صورتى كه بازديد و مميزى منابع عايدى سالها وقت را ميگرفته مقرون به مصلحت نيست . بنابراين براى راه نجات عاقلانه تصميم گرفته شد كه از هزينهء كشور كاسته و در مخارج صرفه‌جوئى كنند . خاصه مستمرى و حقوق‌هاى گزافى كه به اعضاى خانوادهء سلطنتى ، درباريان و به طفيلىهاى تمام طبقات داده ميشد قطع شود . پس از مجاهدت و مرارت‌هاى زياد كسر معادل 600 هزار ليره مبدل بيك اضافهء جزئى گرديد ولى متأسفانه تمام زحمات ناصر الملك بواسطهء بروز طوفان مخالفت در سراسر ايران بىفايده شد . كودتاى بىنتيجهء دسامبر 1907 م . در ايران غيرممكن است كه بتوان از وقوع واقعات آينده بواسطهء پيش‌بينى جلوگيرى نمود . در پائيز محقق شد كه شاه بواسطهء آنكه مجلس اختيارات او را به كلى خنثى كرده است عصبانى شده و ميخواهد آن را پايمال سازد . در 12 نوامبر اعليحضرت از قرار معلوم براى اغفال و فريب دادن مخالفين خود و اعطاى يك نوع اعتماد دروغى به آنها و يا شايد از ترس قتل به مجلس رفته و در آنجا براى مرتبهء چهارم به وفادارى خود نسبت به مشروطه‌اى كه خيال برانداختن آن را داشت قسم خورد . در 15 دسامبر او ضربهء خود را زده يعنى در پاسخ تقاضاى انجمن براى عزل سعد الدوله و امير بهادر شاه كابينه را كه چند روز پيش استعفا داده بود احضار نموده و ناصر الملك را توقيف كرد ، ولى بر اثر وساطت فورى سفارت انگليس وى فورا آزاد شد . او بعدا قزاق‌هاى ايرانى ، سربازان محافظ خود ، نوكران و عده‌اى از لوطىها يا اجامر و اوباش را احضار نموده و با اينكه همهء وسائل و اسباب كار جمع و حاضر بود براى عمليات بعدى بانتظار شب نشست و در نتيجهء همين تعويق